سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

290

طب در دوره صفويه ( فارسى )

نبض و ميزان موى زهار او به اين امر پى مىبرد ، ميزان خون حيض زن نيز نقش بسيار مهمى در كشف مزاج رحم ايفاء مىكرد . اگر براى نازائى زن هيچ علت مشخصى كه به‌توان از طريق علمى به درمان آن پرداخت كشف نمىگرديد ، پزشك به ناچار دست به اقدامات غير علمى مىزد ، در بين مواردى كه عقر مجازى تشخيص داده مىشد انواع شربت‌ها ، قرص‌ها ، شياف‌ها ، مرهم‌ها و حتى موادى كه از دود آن‌ها استفاده مىشد ديده مىشود در تركيب اغلب اين مواد گرايشى به سوى استفاده از مواد ناخوش‌آيندى نظير مدفوع پرندگان و يا ادرار پستانداران هم به چشم مىخورد ، و در اين ميان بالطبع خوردن دنبلان حيوانات نقش مهمترى داشت . يكى از اين داروها تركيبى بود از گرد عاج ، خاك اره و خاك قند كه زن مىبايست بعد از بند آمدن قاعدگىاش تا يك هفته مرتبا روزى يك قاشق از آن مىخورد ، و به اين ترتيب در روز سوم پس از هم‌آغوشى حتما باردار مىشد . داروى ديگر عبارت بود از ادرار فيل كه مىبايست درست در حين هم‌آغوشى و يا بلافاصله قبل از آن نوشيده مىشد . يك چنين داروهائى با يك چنين ماهيت‌هائى بدون شك بايد داراى ريشه‌هاى هندى باشند . در برخى موارد نيز مرد هم مىبايست همراه با زن و در همان موقع از داروى توصيه‌شده مصرف مىكرد . در بين داروهاى رايج در دوره صفويه يكى گياهى بود كه در منطقهء شهر رى مىروئيد و اينك با كمال تاسف ديگر از آن يافت نمىشود . اين گياه كاهك عاشقان نام داشت و در بهار گل‌هاى زردرنگى مىداد . اگر اين گل را مىكوبيدند از آن شيره‌اى خارج مىشد كه مصرف آن موجب انبساط مسامات پوست بدن مىگرديد و رسم بر اين بود كه زنان نازاى طالب بچه مقدارى از شيرهء اين گل را بر سر چوبى قرار مىدادند و آن را به فرج خود مىماليدند ، و چند ساعت بعد تاثير آن را مورد آزمايش قرار مىدادند . گل زرد ديگرى به نام ضرع « 6 » نيز وجود داشت كه همين خاصيت از آن متصور بود . اين گياه ظاهرا قوىتر از كاهك عاشقان بود زيرا بهاء الدوله مىنويسد كه استفاده از آن گاهى موجب طاول زدن و حتى زخم شدن اطراف مهبل مىگردد ، ولى اين طاول‌ها و زخم‌ها نه تنها خطرناك نيستند ، بلكه درست مانند داغ كردن موجب تميز شدن رحم مىگردند . البته اين امكان نيز وجود داشت كه دردهاى ناشى از اين طاول‌ها و زخم‌ها چنان شديد باشد كه زن تا دو سه روز نتواند با مرد هم‌آغوشى كند . « اما اين دردى است كه به تحمل كردنش مىارزد زيرا چه بسيار بوده‌اند زنانى كه هر نوع اميدى را براى حاملگى از دست داده بودند و با استفاده از اين گياه صاحب بچه شده‌اند » . طبيعى است در اين مورد نيز اگر علم پزشكى و داروهاى موجود نمىتوانست مفيد واقع بشود ، زن دست به دامان نيروهاى ماوراء الطبيعه مىشد و در وهله اول از پيشوايان مذهبى استمداد مىجست و بر مرقد ايشان دخيل مىبست . در برخى موارد نيز تصوير كودكى كشيده مىشد و آن را لاى كهنه‌اى پيچيده به ضريح مىبستند .

--> ( 6 ) - در برخى از كتب از آن به اسم مرغ هم نام برده شده است ( مترجم )